تحریف با چه انگیزهای؟
بهغیر از همۀ اینها، سؤالی که پیش میآید این است که اساساً چه انگیزهای برای تحریف کتابمقدس میتوانسته وجود داشته باشد؟ معمولاً گفته میشود که رهبران مسیحیت کتابمقدس را تحریف کردند تا اعمال نادرست خود را توجیه کنند. اگر کسی بخواهد برخلاف احکام کلام خدا رفتار کند، نیازی ندارد آن را تحریف کند؛ کافی است آن را بهگونهای وارونه تفسیر کند. مگر در تمام طول تاریخ کلیسا، رهبرانی نبودهاند که برخلاف دستورات انجیل رفتار کردهاند؟ آیا آنها انجیل را تحریف کردند؟ یا وقتی در قرن یازدهم و دوازدهم، کلیسا برخلاف دستور مسیح، اقدام به جنگهای صلیبی کرد، آیا فرمایش مسیح را در مورد محبت به دشمن و بخشش ایشان، تحریف کرد؟ نه! دستور مسیح در جای خود محفوظ بود و مردم برخلاف آن عمل میکردند.
از نظر مسیحیان انجیل واقعی نه تنها تحریف نشده است بلکه هیچ دلیلی برای تحریف آن وجود ندارد ، آن انجیلی که از طرف مسیحیان مردود است انجیل بارنابا است که یک انجیل جعلی در قرن 12 است که علاوه بر تناقضات در خود ، اشتباهات تاریخی و جغرافیایی نیز دارد و با انجیل ، تاریخ مقدس ، نوشته های پدران کلیسا و حتی با قران در تناقض است پس کسی که بر آن استناد می کند معلوم است که به هیچ وجه شخص محقق و مطلعی نیست.
دلایلی از خود کتاب مقدس مبنی بر عدم تغییر کلامش:
«خدا انسان نیست که او دروغ بگوید. خدا بنی آدم نیست که او توبه بکند. آیا خدا چیز گفته که به آن عمل نکند؟ آیا او وعده ای داده که به آن وفا نکند؟» (کتاب تورات بخش اعداد، فصل 23 و آیت19.)
«و خدای که جلال اسرائیل است هرگز دروغ نمی گوید و او افکار خود را تغیر نخواهد داد، زیرا که او انسان نیست که از حرف خود منحرف گردد. (اول سموئیل )
سبزه ها از بین میروند و گلها رنگها خود را از دست میدهند ولی کلام خدای ما تا به ابد بدون تغیر میماند. (اشعیای نبی فصل 40 و آیت 8.)
و نیز در کتاب اشعیای نبی در فصل 55م و آیت 11هم خدا خودش میفرماید:
«بلی، کلام من چنین خواهد بود؛ کلام که از دهانم میرود باطل برنمی گردد و بر تمامی خواستهایم کامل خواهد بود.»