انجیل مرقس ( خواهر الیزابت )



«هرکه گوش شنوا دارد، بشنود»!
نویسنده ی این انجیل، مرقس (یوحنا) شاگرد یا پسر خوانده ی پطرس است. مادرش مریم از ایمانداران بوده و کلیسای جماعت اولیه در خانه ی ایشان جلسه برگزار می کردند. مخاطب او غیر یهودیان هستند و بجای اینکه پافشاری در اقناع یهودیان متعصب داشته باشد، تاکیدش روی خدمت ها و معجزات مسیح است نه سخنان و موعظه ها. او در این کتاب، مسیح را بعنوان خادم رنج دیده ای معرفی می کند که آمد به انسانها خدمت کند و همچنین تمام معجزاتش، گواه الوهیت اوست که تسلط بر ارواح و بخشش گناهان و زنده کردن مرده و... که فقط در قدرت خداوند است از جمله این دلایل هستند.
در واقع این کتاب در نگاه کلی به بررسی ابعاد ایمان و شرایط و لوازم خدمت خداوند می پردازد.
شروع این انجیل با جمله ی "عیسی مسیح پسر خدا... ۱:۱ " است و جالب اینکه در آخر هم در پایان تعریف به صلیب کشیدن مسیح، به جمله ی " حقیقتا این مرد پسر خدا بود! ۱۵:۳۹ "ختم می شود.
در ابتدای انجیل دو پیشگویی مهم مطرح می شود:
اول، پیشگویی اشعیا در مورد آمدن یحیی تعمید دهنده است (۳-۲ :۱)
و دوم، پیشگویی یحیی در مورد آمدن عیسای مسیح (او شما را با روح القدس تعمید خواهد داد  ۱:۸)
و به این ترتیب حلقه ی ارتباطی عهد قدیم و عهد جدید و در اصل اتمام حجتی در به حقیقت پیوستن پیشگویی های عهد قدیم صورت می گیرد و بلافاصله بعد از آن به توضیح خدمت ها می پردازد.
نکته ای که خیلی در این کتاب جلب توجه می کند استفاده ی زیاد از مثل ها و بکار بردن جملاتی از این قبیل است: " تا هرکه گوش شنوا دارد بشنود ( ۴:۹- ۴:۲۳- ۷:۱۶ )" /" گوش دهید و بفهمید (۷:۱۴)" / "دقت کنید (۷:۲۴)"/ "ذهن آنها کند شده بود! (۶:۵۲)"/ "آیا هنوز ذهن و دل شما کور است؟! ( ۸:۱۷ )/ "آیا نمی بینید و نمی شنوید؟!" ( ۸:۱۸ )
در واقع خداوند در قالب مثل ها و داستان های قابل درک برای عموم انسان ها، در واقع پرده از اسراری بزرگ برداشته که برای کسانی که در کلام او تعمق کنند مکاشفه می شود و او از ما همین توقع را دارد؛ کما اینکه در ۸:۲۷ از شاگردانش می پرسد "مردم مرا چه کسی می دانند؟" و در ادامه خطاب به شاگردان میگوید: "به عقیده ی شما من کیستم!" یعنی بین انسان های عادی و شاگردان واقعی خداوند، تفاوت بسیاری در درک حقیقت وجود دارد و هرکس بیشتر روح القدس را دریافت کند واقعیت بیشتر بر او مکاشفه خواهد شد.
در ادامه می بینیم عیسای مسیح در مورد شریعت، مثل بسیار زیبایی میزند در ۲۲-۲۱:۲ به شیوایی توضیح می دهد که شریعت نقض نشده بلکه عیسای مسیح قالب تازه ای به احکام شریعت داده و آنها را از چهارچوب ظواهر سفت و سخت، به احکامی بر پایه ی محبت و ایمان قلبی و درونی تبدیل کرده که این همان حقیقت بزرگی ست که ما به آن اعتقاد داریم "در مسیح آزادیست!" اما آزادی بر پایه ی زندگی مسیح گونه نه بی بند و باری و هرزگی!
چیزی که عیسای مسیح از ما میخواهد "ایمان" واقعیست، حتی به اندازه ی دانه ای خردل! و می بینیم هرکس ایمان داشت، شفا و برکت های خداوند را دریافت کرد بعنوان مثال در مورد دختری که با لمس ردای مسیح، شفا را دریافت کرد مسیح گفت :"دخترم، ایمانت تو را شفا داده است ۵:۳۴" یا در مورد زنده کردن دختر سرپرست کنیسه، مسیح به او گفت :" نترس فقط ایمان داشته باش ۵:۳۶" و بعد با همین ایمان، دخترِ مرده،  زنده می شود!
در مقابل می بینیم عیسای مسیح در شهر خودش، ناصره، هیچ معجزه ای جز شفای چند بیمار انجام نمی دهد، چون طبق کلام، ایمان نداشتند و مسیح "از بی ایمانی آنها در حیرت بود! ۶:۵ "
یکی از عوارض ایمان های ظاهری و شریعت مدار، انحراف از حقیقت احکام شریعت است، همانطور که عیسای مسیح در ادامه، به علما و فریسیان که از رفتار شاگردانش ایراد می گیرند  میگوید: "شما احکام خدا را با زرنگی کنار می گذارید تا رسوم خود را بجا آورید ۷:۹" یعنی چون با ایمان قلبی همراه نیست، هرجا مصلحت باشد به سادگی آن را دور میزنند! در حالی که خداوند می فرماید: "چیزی نیست که از خارج وارد وجود انسان شود  و او را ناپاک سازد، آنچه آدمی را ناپاک می کند چیزهایی ست که از وجود او صادر میشود! ۱۶-۱۵ :۷"، "چون به قلب او وارد نمیشود ۷:۱۹ "، "افکار بد از دل بیرون می آید ۷:۲۱ "
در قسمتی از انجیل مرقس، فریسیان برای امتحان عیسای مسیح از او درخواست نشانه ای آسمانی می کنند، عیسای مسیح می گوید :"هیچ نشانه ای به آنان داده نخواهد شد! ۸:۱۲" وقتی این قسمت کلام را با انجیل متی ۱۲:۳۹ تطبیق دهیم می بینیم که در این قسمت خداوند می فرماید :" تنها نشانه ای که به آنها داده خواهد شد نشانه ی یونس نبی است." این  نکته از دو بُعد حائز اهمیت است: اول اینکه یونس سه شبانه روز در شکم ماهی بود و بعد نجات یافت و مسیح هم سه شبانه روز در قبر بود و بعد قیام کرد؛
نکته ی دوم با بررسی کتاب یونس و ماجرای زندگی او نمایان میشود، جایی که خداوند از یونس ایمان بی چون و چرا و تسلیم بی قید و شرط میخواهد. در واقع ایمان واقعی در کلام خداوند اینگونه تعبیر شده : یقین بدانید که اگر کسی پادشاهی خدا را مانند کودک نپذیرد ، هیچوقت وارد آن نخواهد شد  ۱۰:۱۵ "
مساله ی دیگری که در ایمان واقعی مطرح است شهادت و اعلام آن است. مسیحی واقعی باید طبق کلام، "صلیب خود را بردارد و دنبال من (مسیح) بیاید ۸:۳۴ ". وقتی مسیح به صراحت در مورد رنج های خود و کشته شدنش به توطئه ی سران علما و کاهنین و همچنین قیام خود بعد از مرگ موعظه می کند و پطرس از ترس، او را سرزنش می کند عیسای مسیح با پرخاش به او می گوید "افکار تو انسانی ست نه خدایی ۸:۳۳".
و در ادامه میگوید: "هرکه از من و تعالیم من در ابن زمانه ی گناه آلود وفاسد، عار داشته باشد، پسر انسان هم وقتی که در جلال پدر خود با فرشتگان مقدس می آید، از او عار خواهد داشت ۸:۳۸"
پیروی مسیح یعنی فراموش کردن خود، و تبدیل شدن به خادمی که صلیبش را با افتخار بلند می کند و مسیح وار جان خود را برای نجات واقعی، فدا می کند.
در مورد شفای پسر بچه ی دیوانه هم نکته ی دیگری در مورد ایمان می آموزیم. وقتی پدر او، با تواضع به مسیح میگوید "اگر برایت مقدور است به ماترحم نموده و کمک کن" عیسی فرمود:" اگر بتوانی ایمان بیاوری، برای کسی که ایمان دار، همه چیز ممکن است ۹:۲۳ ". باز هم ایمان، شرط دریافت رحمت و شالوم خداوند است.
اما علاوه بر این، درس دیگری هم از این پدر می آموزیم و آن فروتنی و اعلام نیاز به خداوند است. او در جواب عیسای مسیح بجای اینکه ادعایی داشته باشد در کمال ادب با صدای بلند میگوید : "من ایمان دارم، ولی ایمانم کم است، آن را زیاد گردان! ۹:۲۴" در واقع تنها چیزی که میتواند ما را کمک کند تا ایمان داشته باشیم، فیض خود خداوند است و ما با اقرار و اعتراف به این مساله، میتوانیم نجات واقعی را دریافت کنیم.
پس باید با ایمان تواضع و دعا به حضور خداوند برویم و از او بخواهیم که به ما داده شود.
مطلب دیگری که در این کتاب میخوانیم این است که خداوند می فرماید: "هرکس برضد ما نباشد، با ماست! ۹:۴۰" یعنی برای همه ی انسانها امید دریافت فیض و نجات خداوند هست مگر کسانی که به صراحت به دشمنی و انکار حقیقت می پردازند.  در ادامه وعده میدهد: "یقین بدانید هرکه به شما بخاطر اینکه پیروان مسیح هستید، جرعه ای آب بدهد، به هیچ وجه بی اجر نخواهد ماند! ۹:۴۱ "
با تطبیق آیه ی ۱۱:۱۷ "خانه ی من نمازخانه ای برای همه ی ملتها خواهد بود"  با این آیه، می بینیم خداوند وعده داده که نجاتش را شامل حال همه خواهد کرد. آمین.
در داستان یونس نبی هم که قبلا اشاره کردیم، می بینیم خداوند دنبال کوچکترین بهانه ها برای آشتی و نجات ما انسانهاست و بهر طریقی رحمتش را شامل حال ما می کند. پس امید انجیل و مژده ی نجاتش را به همه برسانید و همه ی امت ها را در نام پدر پسر و روح القدس، شاگرد سازید...
یکی از نکات کلیدی و مهم در ایمان مسیحی، تا آخر ماندن و دوری از تله ی غرور است. همانطور که در داستان جوان ثروتمند می خوانیم وقتی عیسای مسیح به شاگردانش می گوید "چه دشوار است ورود توانگران به پادشاهی خدا ۱۰:۲۳" پطرس میگوید "ببین ما از همه چیز خود دست کشیده و پیرو تو شده ایم" مسیح در جواب می گوید یقین بدانید هرکس بخاطر من و انجیل همه چیزش را ترک کند در این دنیا صد برابر و در آخرت حیات جاویدان نصیب او خواهد شد اما "بسیاری که اکنون اولین هستند آخرین خواهند شد و بسیاری هم که آخرین هستند، اولین خواهند شد ۱۰:۳۱" اشاره به یهودا ست که در بین شاگردان بود ولی خداوند را به چند سکه فروخت، در حالی که آخرین کسانی که به مسیح ایمان آورد یک دزد بود که روی صلیب ایمان آورد و اولین نفر به ملکوت خداوند راه پیدا کرد.
در ۱۳:۱۳ میخوانیم : "اما هرکه تا به آخر پایدار بماند، نجات خواهد یافت! "
هرچند این ماندن در ایمان بسیار سخت است، اما "برای انسان غیر ممکن است، نه برای خدا، زیرا برای خدا، همه چیز امکان دارد ۱۰:۲۷"
عیسای مسیح در سه قسمت از انجیل مرقس به صراحت در مورد مرگ خود توضیح می دهد که عبارتند از
(8: 31-32) (9: 31-32) (10: 33-34)
یکی از مسایلی که در بین مسیحیان بسیار مورد بحث است ، مساله ی طلاق است. ما می دانیم که در مسیحیت طلاق جایز نیست بعنوان مثال  در کلام داریم "هر مردی كه زن خود را طلاق بدهد و زن دیگری بگیرد مرتكب زنا می‌شود و هر كسی که زن طلاق داده شده را بگیرد زنا می‌کند. لوقا ۱۶-۱۸". اما می بینیم در جوامع مسیحی عملا این اتفاق می افتد. سوالی که مطرح می شود این است که آیا طلاق بطور مطلق ممنوع است یا با شرایطی جایز است؟ در این انجیل میخوانیم: " آنچه را خدا به هم پیوسته است، انسان نباید جدا سازد!  ۱۰:۹ "
نکته ی خیلی مهم آیه این است که هر ازدواجی شامل این حکم نیست بلکه فقط ازدواج هایی که در ایمان و در اراده ی خداوند و در دعا و شبانی شدن صورت می گیرند شامل این حکم است و مساله ی طلاق هم یک حکم قطعی نیست و استثنائاتی دارد.
یکی دیگر از آموزش های مهم این انجیل، آموزش شرایط دعا کردن است. می بینیم که درس مهمی که از داستان درخت انجیر می توان گرفت این است که دوشرط مهم برای اجابت دعا وجود دارد:
اول اینکه باید با ایمان، دعا کنیم. "یقین بدانید اگر کسی به این کوه بگوید حرکت کن و به دریا پرتاب شو و شک و شبهه ای به دل راه ندهد بلکه ایمان داشته باشد که هرچه بگوید می شود، برای او چنان خواهد شد ۱۱:۲۳"
دوم اینکه قبل از دعا باید اگر از کسی گله و ناراحتی دارید، او را ببخشید " وقتی برای دعا می ایستید اگر از کسی شکایتی دارید او را ببخشید تا پدر آسمانی شما هم، شما را ببخشد ۱۱:۲۵ "
وقتی خداوند خون پاک عیسای مسیح را فدیه ی گناهان همه ی فرزندانش کرد، ما چطور می توانیم در برابر خداوند قد علم کرده و فرزندانش را نبخشیم؟!
یکی از مواردی که عیسای مسیح به صراحت از الوهیت خود صحبت می کند در فصل ۱۲ است. وقتی در معبد بزرگ می گوید: " علما چطور می توانند بگویند که مسیح، پسر داود است؟ درحالیکه خود داود با الهام روح القدس گفت:
 خداوند به خداوند من گفت: در دست راست من بنشین تا دشمنانت را زیر پای تو اندازم.
پس وقتی خود داود او را خداوند می خواند، چطور او می تواند پسر داود باشد؟! ۳۵-۳۷ :۱۲ "
پس به صراحت مقام خداوندی خود را علام می کند "تا هرکه گوش شنوا دارد بشنود..."
یک هشدار بزرگ هم در این کتاب وجود دارد و آن هم هشدار در مورد انبیای دروغین و مسیح هاست! عیسای مسیح می گوید:" مسیح ها و انبیای دروغین ظهور خواهند کرد و چنان نشانه ها و معجزاتی خواند نمود که اگر ممکن باشد برگزیدگان خدا را گمراه کنند ۱۳:۲۲"
اما ما باید هشیار باشیم و فراموش نکنیم که با آمدن مسیح، همه چیز تمام شد و بعد از او هیچ نبی و موعودی نخواهد آمد.
"مواظب خودتان باشید من شما را از همه ی این چیزها قبلا با خبر کرده ام ۱۳:۲۳"
مطلب مهم بعدی بیداری واقعی در خداوند است. عیسای مسیح می گوید "بیدار باشید و دعا کنید تا از وسوسه ها دور بمانید، روح مشتاق است اما جسم ناتوان ۱۴:۳۸"
وقتی شب آخر در جتسیمانی عیسی میخواست برای دعا برود، به شاگردانش فرمود وقتی من دعا می کنم شما در اینجا بنشینید! اما سه بار رفت و برگشت و آنها هر بار خواب بودند.
نکته ی جالب این است که پطرس که نام اصلی او شمعون بوده و نام پطرس را از مسیح گرفته بود، وقتی می خوابد، عیسای مسیح برای تلنگر زدن و بیدار کردن ، دوباره اورا با نام شمعون خطاب می کند! "ای شمعون خواب هستی؟ ۱۴: ۳۷"
بسیار مهم است که بجای ادعا، ایمانمان را در عمل زندگی کنیم. وقتی پای حرف باشد همه ی ما ادعای ایمان داریم ولی در عمل چه؟! یکی از پیشگویی های عیسای مسیح، پیشگویی انکار پطرس است." عیسی به شاگردان فرمود: همه ی شما از من روی گردان خواهید شد ۱۴:۲۷" ولی پطرس ادعا کرد : "حتی اگر همه تورا ترک کنند من ترک نخواهم کرد." اما عیسای مسیح پیشگویی کرد که "همین امشب قبل از اینکه خروس دومرتبه بانگ بزند تو سه مرتبه خواهی گفت که مرا نمی شناسی ۱۴:۳۰ "
و باز پطرس با اصرار گفت که این کار را نخواهد کرد. در حالی که هم او و هم همه ی شاگردان فرار کردند و از ترس جان، مسیح را ترک کردند!
جالب است که در تمام این مدت، زنها حضور دارند و بی هیچ ادعایی در کنار مسیح می مانند ۴۰-۴۱-۴۷ :۱۵  و  ۱-۱۱ :۱۶
درس دیگری که باید از روایت زندگی مسیح در این کتاب بگیریم زمانیست که عیسی در برابر پیلاطس قرار می گیرد تا محاکمه شود. وقتی پیلاطس از او می پرسد آیا تو پادشاه یهود هستی؟ می گوید : "همان است که می گویی ۱۵:۲" اما غیر آن هر سوال و اتهامی که مطرح شد، فقط سکوت کرد. پس باید حواسمان را جمع کنیم. در این دنیا بخاطر ایمانمان به ما اتهاماتی خواهند زد و توهین ها خواهیم شد اما فقط نگاهمان به صلیب باشد و خودمان را درگیر این حرف و سخن ها نکنیم، تنها یک حقیقت وجود دارد و آن خداوند است و فقط همان ارزش بحث و شهادت دادن دارد و جواب هرچیزی غیر آن، سکوت است.
ثمره ی ایمان، آرامش است‌. آرامشی که از اعتماد به خداوند حاصل میشود. "وقتی شما را دستگیر می کنند و تسلیم می نمایند ناراحت نشوید که چه بگویید بلکه آنچه در آن ساعت بوسیله ی روح القدس به شما گفته می شود، همان را بگویید چون اوست که سخن می گوید، نه شما  ۱۳:۱۱"
در نهایت وقتی عیسای مسیح بعد از مرگ بر حواریون ظاهر می شود آنها را به بشارت، تعلیم و تعمید مردم امر می کند: "به تمام نقاط دنیا بروید و این مژده را به تمام مردم اعلام کنید ۱۶:۱۵"
"هرکس ایمان می آورد و تعمید می گیرد نجات خواهد یافت، اما کسی که ایمان نیاورد، محکوم خواهد شد ۱۶:۱۶"
آنها رفتند و پیام خود را همه جا اعلام می کردند و خداوند کارهای آنها را برکت می داد و پیام آنها را با معجزاتی که انجام می شد تایید می نمود ۱۶:۲۰"
شاید این مصداق همان جمله ی معروف از تو حرکت، از خدابرکت، باشد. وقتی شاگردان، با ایمان برای انجام اراده ی خداوند حرکت کردند، خداوند هم به آنان برکت داده و کمکشان می کرد تا به فیض او در انجام این هدف و نقشه ی الهی موفق بشوند.
اما با نگاه کلی به این انجیل، میبینیم شرایط و لوازمی برای خدمت بعنوان خادم خداوند وجود دارد که به این شرح است:
۱- یک خادم باید از هر قید و بند دنیایی رها باشد همانطور که وقتی عیسای مسیح حواریون را  به ماموریت می فرستد به آنها می گوید هیچ چیز برای سفر با خود برندارند ۹-۸: ۶
۲- یک خادم باید فروتن باشد. "اگر کسی می خواهد اول شود باید خود را آخرین و غلام همه سازد ۹:۳۵"
۳- یک خادم باید بدون غرور خدمت کند و تا آخر پای عهد و پیمانش با خداوند بماند ۱۰:۳۱  و ۱۳:۱۳
۴- آرامش در خداوند و اطمینان به روح القدس ۱۳:۱۱
۵- بیداری واقعی و زندگی کردن ایمان بدون ادعا ۱۴:۳۸
۶- بشارت، تعلیم و تعمید فرزندان خداوند ۱۶: ۱۵-۱۶
آمین که همه ما بتوانیم هر لحظه به فیض خداوند ایمانمان را قوی تر کنیم و خادمینی امین برای کلیسای خداوند باشیم.